محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

41

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

جنگى او بود . يكى از نشانه‌هاى بخت بلند او اين بود كه همواره در كارزارها جمعى از دليرترين و تواناترين مردان سلحشور گرداگرد او بودند ، چون سيرين ابو بكر و داود بن عايشه و امير مزدلى و محمد بن الحاج و امثال ايشان كه بيش از اين نيز در معارك و پيكارهاى ديگر از آنان ياد كرديم . يوسف بن تاشفين در عين كفايت و لياقتش در لشكركشى از حيث قدرت ادارهء امور كشور نيز بىهمتا بود . اين سردار زادهء صحرا بر امپراطورى عظيم خود به حزم و كفايت شگفت‌انگيز فرمان مىراند . در عين ورع و پرهيزگارى ، برنده و سختگير بود و حريص به برقرار ساختن نظم و امنيت و سخت‌كوش در تفقد از حال مملكت و رعيت . ابن الصيرفى روش و صرامت يوسف را در سركوبى معارضان و كسانى كه در برابر قانون سركشى مىكنند بطور خلاصه اين گونه بيان مىكند : بيشتر عقوبتهاى او در حق كسانى كه در برابر قانون سركشى مىكردند ، زندان‌هاى درازمدت و بندهاى گران و دزن بود . مگر آن كسان كه قصد شورش و برافكندن مىداشتند ، كه در اين صورت جز شمشير چاره‌اى ديگر نمىشناخت « 1 » و از اين سخن نيز بر مىآيد كه يوسف بن تاشفين اعدام را تنها در عصيان و شورش به كار مىبرده و در جرايم عادى بزرگترين عقوبتهايش ، زندان‌هاى درازمدت و بندهاى گران بوده است . بيشتر روايات حاكى از اين است كه دادگرى و ايثار را دوست مىداشته و براى برپاى داشتن بساط عدل و داد مىكوشيده است . به قوانين شريعت احترام مىگذاشته و فرمانهاى خود را برطبق آن صادر مىنموده است . علما و فقها را گرامى مىداشته و به آراء و فتاواى ايشان عمل مىكرده است . ابن الصيرفى در اين - باب مىگويد « با فقها آميزش داشت و علما را بزرگ مىداشت و امور خويش به آنان رجوع مىكرد و خود و ديگران را به عمل به رأى و فتواى آنان ملزم مىساخت . همواره ديگران را به دادگرى ترغيب مىكرد و مىخواست كه به حق قضاوت كنند و از شريعت يارى جويند « 1 » » پيش از اين در موارد گوناگون ديديم كه

--> ( 1 ) . ابن الخطيب به نقل از ابن الصيرفى . در الاحاطه . ( نسخه خطى اسكوريان برگ 393 ) . الحلل الموشيه ، ص 59 ، ابن عذارى ، البيان المغرب ( اوراق مذكور در پيش ، هسپريس ، ص 65 ) .